الشيخ محمد حسن المظفر ( مترجم : سپهري )

مقدمة المترجم 13

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي )

جز براى تجديد وضو بيرون نيامد . علَّامه اين دعا را با گريه و زارى در سجده هايش مىخواند : « يا من خضع الوجود السلطان توحيده ، إكشف هذه الغمة عن هذه الأمة ، و وحّد قلوب الموحّدين على المشركين ، و حصّن حوزتهم من المنافقين بحقّ تعاقل عزّك و حصون توحيدك محّمد و آله الطاهرين . » علَّامه بر آن شد تا خود مستقيما وارد عمل شود . فرستاده اى نزد والى مغول در بغداد ، فرستاد و از او درخواست كرد هر چه زودتر شاه را از ورود وى به پايتخت مغول در ايران ، آگاه كند . هنگامى كه رشيد الدين فضل اللَّه شافعى شنيد فرستادهء والى بغداد نامه اى از علَّامه حلَّى براى شاه آورده كه آمدن علَّامه را به ايران خبر مىدهد و از شاه مىخواهد كه صبر و حكمت پيش گيرد ، مستقيما با بزرگان و دانشمندان و فقهاى مذاهب اربعه تماس گرفت و آنان را از جريان با خبر كرد و تشويق نمود كه خود را از لحاظ علمى براى رويارويى با مرجع رافضيان آماده كنند . با همين تدبير ، رشيد الدين از عالمان سنّى را به دربار دعوت كرد تا در موعد مقرر از علَّامه استقبال كنند ؛ در پيشاپيش آنان ، دانشمندترين عالمان اهل سنت از جمله امام مراغى ، قطب الدين شيرازى ، خواجه عمر كاتبى قزوينى ، شيخ احمد بن كيشى ، فاضل سيد رشيد الدين هاشمى موصلى ، قاضى ناصر الدين بيضاوى ، قاضى عضد الدين ايجى ، شيخ محمد بن محمود آملى ، مولى بدر الدين شوشترى ، مولى عز الدين ايجى ، و سيد برهان الدين عبرى حضور داشتند . علَّامه حلَّى با مترجمان خود همراه كاروانى وارد ايران شد . اين كاروان به دستور والى بغداد ، تحت مراقبت شديد امنيتى و با پرچمهاى برافراشته حكومت مغول قرار داشت تا مبادا از ناحيهء كسانى به آنان آسيب يا بدى روا داشته شود . هنوز مجلس علَّامه حلَّى استقرار نيافته بود كه وزير درباره شاه تمايل خود را به مشخص نمودن موضوعات بحث تطبيقى ، شيوه‌ها و زمان آن اعلام داشت . گفته‌اند : علَّامه بحث را از اوّلين لحظهء ورود خود آغاز كرد . او ابتدا مزاحى كرد كه در اصل ، اهانت به شاه و حاضران بود . هدف علَّامه برانگيختن منتقدان بود و به همين لحاظ از پيش ، براى هر يك از اشكالات وارده بر اين مزاح ، از كتاب و سنت پاسخى تهيه كرده بود . اين مزاح جاى علَّامه را در دل حاضران باز كرد و شادمانى آنان از وى به نهايت رسيد . سپس به طرح مسائل اختلافى مورد بحث پرداخت كه موجب فتنهء مذكور شده بود . علَّامه به هر يك از اين مسائل پاسخى داد كه شگفتى حاضران از آراء مذهب شيعه و اذعان و اقرار امام مراغى به قوّت دلايل علَّامه مواجه شد . علَّامه دلايل خود را در اثبات آراى فقهى و عقيدتى اهل بيت ( ع ) با تكيه بر صحاح سته بيان داشت و با روايات صحيح بخارى ، صحيح مسلم ، مسند احمد و موطأ مالك ديدگاههاى مذاهب چهارگانهء اهل سنت را باطل كرد . او در بيان دلايل خود كمتر به مسند احمد و